استاد پایور

خرید بک لینک
بقیه (بابام اینا) به جز من صندلی گیرشون اومد و من موندم سرپا همون موقع یک آقای نسبتا چاق بسیار خوشرو که البته ی کم رنگ پوستش جلب توجه میکرد به مهربانی بلند شد و جاش رو به من داد و خودش رفت ی صندلی تاشو فلزی اورد و نشست کنارم توی راهرو سینما {این مرد بزرگوار مرحوم استاد ناصر شهپسند بود که بعدها افتخار شاگردیش رو داشتم}

بهر حال کلی ادم ایستاده بودند توی راهروهای کناری و غوغایی بود فکر کنم بعد انقلاب اولین کنسرتی بود که توی اراک برگزار میشد.

اول گروه دلنوازان (اگه اسمش رو درست بگم) به رهبری مهرداد دلنوازی و خوانندگی جناب رستمیان و سنتور اقای ثابت اومد روی سن البته بقیه رو نمیشناسم و اصلا یادمم هم نیست.

برنامه فوق العده ای بود . و بعدش نوبت به اساتید پایور و اسماعیلی رسید ،هلهله ای بود . کلی ادم پایین سن نشسته بودن و متاسفانه سن سینما پله درست و حسابی نداشت و نزدیک بود استاد پایور اومد روی سن قیامت شد . اونقدر صدای تشویق بلند بود که سقف سینما داشت کنده میشد. من تا اونروز اصلا نه میدنستم سنتور چیه و نه استاد پایور رو میشناختم .

ولی نمیدونم چرا از وقتی اومد روی سن چنان منو جذب کرد که تنها ارزوم بعد کنکور فقط سنتور نواختن بود و بس.

استاد قبل اینکه برنامه رو شروع کنه از مردمی که پایین سن بودن دعوت کرد بیان بالا و روی سن بشینن .

دقیقا خاطرمه حتی یکی از آقایون وقتی اومد بالا از پارچ آبی که روی میز برای اساتید گذاشته بودن ی لیوان آب خورد خلاصه خیلی حال داد .

اما وقتی استاد مضرابش رو روی سیم زد انگار به من برق وصل کرده بودن اون مرحوم در یک شب منو هم عاشق خودش کرد و هم عاشق سنتور و موسیقی سنتی .

از درب سینما که اومدم بیرون تصمیم گرفتم سنتور نواز و شدم خداوند روحش را شاد کنه خیلی مرد بزرگ و دوست داشتنی بود .

مرگ...

ما را در سایت مرگ دنبال می‌کنید

برچسب: نویسنده: بازدید: 124 تاريخ: دوشنبه 13 آذر 1396 ساعت: 17:50

صفحه بندی